انتظار

By farangis

گفتمش بي تو چه بايد كرد
عكس رخساره ماهش را داد

گفتمش مونس شبهايم كو
رشته زلف سياهش را داد

وقت رفتن همه را بوسيد
به من از دور نگاهش را داد

يادگاري به همه داد و به ما
انتظار سر راهش را داد …

يك پاسخ برايش بگذاريد